برای تو که نیستی...

متن مرتبط با «سرگردان عشق» در سایت برای تو که نیستی... نوشته شده است

سرگردان

  • نیلوبلاگ

    چند وقتی ست ستون دل من ویران است...! چشم هایم شده کارون و فقط گریان است...! xa0 شده ام طفل یتیمی که در این شهر غریب...! گیج و آواره میان همه سرگردان است...! xa0 مثل پرونده ی قتلم که در این شعبه ی درد...! حکم من تا به ابد گوشه ی این زندان است...! xa0 می روم شهر خودم تا به نوایی برسم...! عشق در شهر شما قیمت آن ارزان است...! xa0 قهوه ایی لطف بکن بغض گلویم خشکید...! رد لب هات هنوزم لب این فنجان است...!...

    ادامه مطلب
  • عشق لعنتی

  • نیلوبلاگ

    با آه و زخم و درد...ای عشق لعنتی...! آهنگ و اشک مرد...ای عشق لعنتی...! xa0 گیتار و ساز غم در کافه ایی شلوغ...! سیگار و روی زرد...ای عشق لعنتی...! xa0 بغضش گرفته است با تاس توی دست...! هر روز تخته نرد...ای عشق لعنتی...! xa0 با خود قدم زنان هی گریه می کند...! در یک هوای سرد...ای عشق لعنتی...! xa0 عمری از او گذشت دیگر شده سفید...! موهای پیره مرد...ای عشق لعنتی...!...

    ادامه مطلب